تبليغاتX
.

.

باران نمي شوم كه نگويي با چه منتي خود را بر شيشه مي كوبد تا پنجره را باز كنم و نيم نگاهي بيندازم ابر مي شوم كه از نگراني يك روز باراني هر لحظه را بگشايي و ما را در آسمان نگاه كني
فریاد
درباره من
سلام دوستای گلم
عزیزان همسفر
من ميخوام اينجا اشعار ومتوني خودم خوشم مياد چه خودم گفته باشم وچه ديگران نوشته باشند فرقي نميكنه حرفهايي باشه كه از دل در اومده باشه
چون از قديم گفتن :
سخن كه از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند
من محمد طاهر جعفری متولد زنجان می باشم که در رشته های نقاشی و شعر فعالیت داشته و برای همه هنرمندان ارزوی سلامتی و بهروزی دارم
اینم آدرس وبلاگ قبلی خودمه
www.faryad2000.blogfa.com
تقدیم به آنکه دوستم دارد

یاحق
منوی اصلی
تازه ترین مطالب

Best Cod Music

FreeCod Fall Hafez

شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی تو را بالهجه گل نیلوفر صدا کردم.تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.پس از یک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس تو رااز بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم و تو در آبی ترین موج تنهای دلم گفتی:دلم حیران وسرگردان چشمانی است رویایی.ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها کردم. همین بود حرفت ومن بعداز عبورتلخ وغمگینت حریر چشمها یم را برروی اشکی از غروب ساکت ونارنجی وا کردم.هنوزآشفته چشمان زیبای توام

خدمات وبلاگ نویسان جوان

آرشیو ماهانه
نویسندگان
لینکدونی
پیوندها
وبلاگ پدر بزرگوارم
وبلاگ ترکی خواهر گلم
وبلاگ خواهر عزیزم
حميده بزرگوار.............گروه فریاد
رضا جان عزيزم..... .....گروه فریاد
شیرین خانم گل..........گروه فریاد
غریب آشنای عزیز........گروه فریاد
شکیباخانم عزیز...........گروه فریاد
مرسده خانم گل..........گروه فریاد
امیر جان گلم...............گروه فریاد
رز عزیز.......................گروه فریاد
صدای پای آب...............گروه فریاد
آیناز خانم گل..............گروه فریاد
مانلی.......................گروه فریاد
پتونیا........................گروه فریاد
مهشید خانم گل........گروه فریاد
آزي خانم گل............گروه فرياد
ساناي خانم گل
پری دریایی عزیز
آيناز خانم گل
آيتكين عزيز
نسيم خانم گل
شهرزاد خانم گل
مینا خانم عزیز............گروه فریاد
دلتنگیهای من.............گروه فریاد
نياز خانم گل
نیلو فر خانم گل
خاله ساراي عزيز
شيوا خانم عزيز
اركيده خانم گل
مریم خانم گل
مهتا خانم عزیز
آواي عزيز(آواز باران)
mahsa.. khanome .. aziz
پرسه در دیار خدایان ... سفرنامه ی هند
*****همسفر عزیز*****
سرای عشق
مجنون ليلا
یاسی جون
قالب های پارسی تم
وبلاگهای برتر
وب پاتوق
طراح قالب
امکانات
 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

                                          

درد مشترك

فالي ااز گردش فلك نزديم

سري امشب به قاصدك نزديم

باد از چه كلاه مارابرد

ما كه به هيچ كس كلك نزديم

سنگ سنجش ميان ما عشق است

بيخودي هر كه را محك نزديم

رنج ها بيشمار ودل پر خون

حرفي از درد مشترك نزديم

هر كه آمد جراحتي افزود

ما به زخم كسي نمك نزديم

شيشه ها را شكسته ايم اما

سنگ بر بال شاپرك نزديم

رخ نما اي پري كه به يادت

شب گذشته ني لبك نزديم

شعر:ناله

                         

   ا

چشم دل

روي دلجوي تو را تا نقش مردم ميكنم

در حضور چشم مستت دست وپا گم ميكنم

از فروغ روي تو دل ميرود از دست من

من به عشق كوي تو اي گل ترنم ميكنم

تا تو باشي با من ومن با نگاه مست تو

با شميم نام نيكويت تكلم ميكنم

تا كه دل آرام گيرد در بهار زندگي

دشت سرخ آرزو را بذرگندم ميكنم

جاده ها روشن زنور چهره زيباي توست

از چه در اين روشنايي راه را گم ميكنم؟

با زبان بي زباني قصه ميگويد دلم

ديده ام لبريز اشك است وتبسم ميكنم

زآتش هجرانت اي گل روز وشب بي اختيار

گر ميسوزم ولي با غم تفاهم ميكنم

چشم ميبندم نبينم جز تو را باچشم دل

چشم بسته چشم مستت را تجسم ميكنم

 شعر :ناله 


 

جبرئيل آيه هاي شعر


گفته بودم باد تدبيري كند بر رد پايم

از كجا دانستي اي مهمان ناخوانده كجايم

پشت ورو بايدبپوشم گيوه هايم را از امشب

يا كه از بيراهه ها بر قاف تنهايي بيايم

مشتعل شد تار پودم از كجا مي آيي امشب

با توام اي عشق آتش دم چه آوردي برايم؟

جبرييل آيه هاي شعر من با من چه كردي؟

كز تب آشفتگي درناي ميلرزد صدايم

بعد از تو سخن بسيار خواهم گفت اما

بيم دارم گر بگيرد بيت بيت شعر هايم

شعر:خليل جوادي


ino yadetoon bashe donbale kasi nabashid ke betoonid bahash

zendegi konid donbale kasi bashid ke natoonid bedoone oon

zendegi koni ok

سرما اگر غلاف كند تازيانه را


غرق شكوفه ميكني اي عشق خانه را

با سرخگل بگوي كه تيغي به من دهد

هر دانه باغ و باغ بهاري شود اگر

تآييد توبه باررساند جوانه را

كوچكترين نسيمت اگر ياري ام كند

طي ميكنم خزان بزرگ زمانه را

***** *****

با اشكش آب دادم و بامهرش آفتاب

وقتي دلم به ياد تو افشاند دانه را

اي عشق ما كه باتو كناري گرفته ايم

سرسبز وپر شكوفه بداراين كرانه را

بادست خود به شاخه ببندش اگر نه باز

توفان زجاي مي كند اين آشيانه را

***** *****

عشق! اي بهار مستتر! اي آنكه در چمن

هر گل نشانه اي ست تو بي نشانه را

من هم غزلسراي بهارم چو بلبلان

باگل اگرچه زمزمه كردم ترانه را

من عاشق خود توام اي عشق وهر زمان

نامي زنانه بر تو نهادم بهانه را


ای غنچهء دمیده من! یک دهن بخند



خورشید من! ستاره من! باغ من بخند

افسرده خنده بر لب گل پیش روی تو

ای گر مپوی گرم تر از عطر گل!برقص

ای خوبروی خوبتر از نسترن!بخند

تا خون نور در رگ شبهای من دود

یک لحظه ای سپیدهء سیمین بدن !بخند

ای خنده های دلکش روشنگرت مرا

تنها ستارگان شب زیستن! بخند

وی نازخنده تو شکوفانده بر لبم

همچو بهار این همه باغ سخن بخند

منزوی زنجانی


سلام دوستای گلم

اینم یه سری عکس زیبا و جالب 

به خدای خوب ومهربون می سپارمتون 

فریاد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط محمد(فرياد)  | 


زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد.

 ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود؟

 زنده را تا زنده است قدرش بدان.

 ورنه بر روي مزارش کوزه گل چيدن چه سود؟


 

سلام دوستای گلم

شرمنده که یه مدت کم کاری میکردم

ولی دوباره برگشتم 


تا به سرزمین دلتنگیام رنگ وبوی تازه ای بدم

نمی دونم تونستم یا نه

اینو دیگه باید شما بگین


 

 لذتي که در عشق است در هوس نيست غمي که در عشق است در مرگ نيست دلي که در عشق است در سينه نيست اشکي که در عشق است در چشم نيست اميدي که در عشق است در منتظران نيست راز عشق لذتي داردکه غم دل داند و اشک منتظر  


سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.


بازم ممنون که سرزمین دلتنگیامو قابل دونستین

بازم از این کارا بکنین

خاک پای عاشقای دنیا

فریاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط محمد(فرياد)  | 

     سلام دوستای گلم

نمیدونم چرا دیگه اون حس وحال رو ندارم شاید درس رو قاطی کار کردم خسته میشم شایدم بی انگیزه شدم نمیدونم بهرحال از همه دوستان عذر میخوام که نمیتونم به وبلاگاشون سربزنم

پارسال با چه شورونشاطی واسه تولدم آپ کردم امسال......

راستی این ماه تولدمه واینم عکس موقع تولدم

چه زود گذشت یک سال............. 

جشن تود پارساله دوست داشتی کلیک کن 

باران نمي شوم كه نگويي با چه منتي خود را بر شيشه مي كوبد تا پنجره را باز كنم و نيم نگاهي بيندازم ابر مي شوم كه از نگراني يك روز باراني هر لحظه را بگشايي و ما را در آسمان نگاه كني

 

مراقب افكارت باش كه عقايدت مي شوند. مراقب عقايدت باش كه رفتارت مي شوند.مراقب رفتارت باش كه عادتت مي شوند.مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي شوند.مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شوند

 

به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است 

هميشه واسه گلي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش كجاست

دوستت می دارم

نگاهي كرد و من را در به در كرد   

       يقين كرد عاشقم بعدش سفر كرد

 

 

قله تا وقتي قله ست كه فتح نشده باشه ، وقتي فتح شد اين تويي كه قله اي

زندگي .. برگ بودن در مسير باد نيست ! امتحان ريشه هاست .. ريشه هم هرگز اسير باد نيست . زندگي چون پيچكي ست .. انتهايش مي رسد پيش خدا

بكوشيد تا در رنج ها آسايش يابيد ، اينجوري ميشه حتي شادي هاي كوچيكم عميقا درك كرد

لحظه يافتن هميشه حيرتي ست كه به ديدار ياري مي ماند كه پيش از اين هرگز شناخته نبود

زندگی آیا درون سایه‌هامان رنگ می‌گیرد؟

یا که ما خود سایه‌های سایه‌های خویشتن هستیم؟

 

آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند جنایتکار است

چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

زاهدا من که به میخانه برفتم به تو چه؟

 ساغر و باده به دست دارم مستم به تو چه؟

 توکه دیشب به محراب نشستی احدی گفت چرا؟

 من که امشب به سحر یک سره مستم به تو چه؟

اتش دوزخ اگر روی کند بر من و تو

 تو که خشکی چه به من من که تر هستم به تو چه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط محمد(فرياد)  |